در این مقاله به بررسی عناصر اصلی و شکل های رایج و پر طرفدار ادبیات می پردازیم و جویا می شویم که ادبیات چیست؟  قبل از آن معنی لغوی ادبیات را جستجو می کنیم.

      ریشه ادبیات، ادب است. در لغت نامه دهخدا، چنین تعریف شده است: «ادب به معنی ظرف و حسن تناول- آئین، راه و رسم- فرهنگی شدن(بیهقی)– حسن معاشرت، حسن محضر(غیاث اللغات)- الادب هو حفظ اشعار العرب و اخبارها و الاخذ من کل علم بطرف(ابن خلدون)– شناختن اموری که بوسیله آنها انسان از همه اقسام خطا مصون ماند(تعریفات جرجانی)- هر ریاضت ستوده که به واسطه آن انسان به فضیلتی آراسته می گردد– بعضی در فارسی به فرهنگ ترجمه کرده و گفته اند ادب یا فرهنگ به معنی دانش می باشد–علم ادب یا سخن سنجی در اصطلاح قدما عبارت بوده است از معرفت به احوال نظم و نثر از حیث درستی و نادرستی و خوبی و بدی و مراتب آن(ذکاءالملک، تاریخ ادبیات)».

     اما عناصر ادبیات، لفظ، معنی،عاطفه و تخیل، می باشند. استاد کزازی(15: 1373) میگوید: "برای شناخت ادب، دانستن زبان بایسته است، اما تنها به زبان دانی، نمی توان بسنده کرد. ادب زبانی است که پرورده شده است". به عقیده سارتر (60 : 1388) " فقط معنای کلمات است که به کلمات، وحدتِ بیان و استقلال می بخشد، اگر معنی نبود الفاظ چون اصواتی میان تهی یا خطوطی کج و معوج می آشفتند و می پراکندند". ادبیات، عواطف انسان ها  را هدف می گیرد چنان که سارتر (130 : 1388) میگوید:" منظور نویسنده، مانند همه هنرمندان دیگر، آن است که به خوانندگانش نوعی احساس عاطفی بدهد که در عرف به لذت زیبایی موسوم است."  تخیل رکن دیگر در ادبیات است و آن را در هر اثرادبی می توان یافت.

      به نظر می رسد عنصر معنی در شعر، و تخیل در ادبیات مدرن، نقش مهمتری دارند. ما با خیال پردازی نویسنده به واقعیت مجازی او وارد می شویم. ادبیات به دو شکل نثر و نظم ارائه می شود. انواع ادبی طبق تعریف دکتر شمیسا "جنبه معنایی دارد و عبارتند از: حماسی،غنایی، نمایشی، داستان نویسی." امروزه ادبیات داستانی به خصوص رمان، از محبوبیت بیشتری برخوردار است.

     هر چند ادبیات مدرن، بعد از رنسانس شکل گرفت و میلر(12 :1384) نشان می دهد:"مفهوم مدرن و غربی ادبیات هم زمان با ظهور تحقیقات مدرن دانشگاهی ریشه  گرفت." اما سارتر(276 :1388) می نویسد:"موضوع ادبیات همیشه مسئله انسان در جهان بوده است." میلر(58 :1384) در تعریف ادبیات میگوید:"ادبیات را می توان نوعی کاربرد عجیب واژه ها برای ارجاع به اشیاء، مردم و حوادثی دانست که هرگز نمی توان مطمئن بود در گوشه ای از جهان موجودیتی حقیقی دارند یا نه." 

     اگرچه تعریف ادبیات در طول تاریخ تغییر کرده است اما الفاظ، معانی، عواطف، و خیال، عناصر تشکیل دهنده ادبیات هستند. معنی در شعر و تخیل در رمان، خواننده را بیشتر جذب می کند. شکل های رایج ادبیات، شعر و نثر، و تفاوتش با انواع ادبی، در فرم ظاهری آن است. خوانندگان امروزی، بیشتر به خواندن رمان، توجه دارند.

 منابع:

 دهخدا، علی اکبر (1377) لغت نامه. جلد اول. چاپ دوم. انتشارات دانشگاه تهران. تهران.    سارتر، ژان پل (1388) ادبیات چیست؟ ترجمه: نجفی، ابوالحسن و رحیمی، مصطفی. انتشارات نیلوفر. تهران.

 شمیسا، سیروس (1373) انواع ادبی. انتشارات فردوس. تهران.

 کزازی، میر جلال الدین(1373) معانی (زیباشناسی سخن پارسی). نشر مرکز. تهران. هیلیس میلر، ژوزف (1384) در باب ادبیات. ترجمه سهیل سُمی. انتشارات ققنوس. تهران.

 -------------------------------------------------------------------------------------------------------------